The elder of the scrolls V
Skyrim

مقدمه :

یکی دیگر از بازی های فوق العاده شرکت بتزدا (bethesda) بازی اسکایریم(skyrim) است .
حدود 7 سال از انتشار این بازی میگذرد اما هیچ گیمری نتوانسته این بازی را 100 درصد به اتمام برساند.
این نسخه بازی elder of the scrolls که بعد نسخه چهارم یعنی obilivion آمده گرافیک و مکان های مخفی و خوف و استراتژی حمله ای فوق العاده ای داشته است.از امکانات کم نظیر این بازی میشه به این اشاره کرد که شما میتوانید هم به صورت شخص اول (من) و هم به صورت شخص سوم (او) این بازی را play کنید.شخصیت سازی هم از دیگر امکانات کم نظیر این بازیست.نقشه بسیار بسیار بزرگ این بازی که تابه حال هیچ بازیی به آن نرسیده است.احتمالا assassin creed بازی کرده اید سری های جدید این بازی که نقشه نسبتا بزرگی دارند فقط 1 دهم از نقشه این بازی هستند.بیش از 1000 نوع زره و بیش از 1000 نوع بلاکر و شمشیر و محافظ دست و پا و کلاخود در این بازی به چشم میخورد.
قدم زدن در جنگل ها و غار های این بازی کمی ترسناک است و ممکن است هر یک از حیوانات : ماموت ، شیر ، خرس ،گرگ ، روباه ، ببر و یا آدم ها به شما حمله کنند 

داستان بازی :
شما در اول بازی یک شخص نسبتا بلا استفاده اید که در حواشی سرزمین StormClock ها پرسه می زنید ناگهان Imperial ها حمله می کنند و StormClock را شکست می دهند و آدم های زنده ی این قبیله را به قرارگاهشان در شهر Helegen می برند تا گردن بزنند ، فرمانده Rekkie دستور میدهد گردن همه را جلاد با تبر بزند ، مخبر و نویسنده و معاون Rekkie به نام Ralaf چند بار به Rekkie می گوید که اسم این شخص (شخص ما در بازی) در لیست استورم کلاک ها نیست نباید آنرا گردن بزنید اما Rekkie بی تفاوت می گوید گردن او را هم بزنید ، از 4 نفر در گاری ما 1 نفر در حین فرار کشته می شود و 2 نفر دیگر را هم گرن می زنند ، نوبت به ما رسید ، ما را بر روی سنگ گردن زنی می برند ، به راستی باورمان می شود که بازی همینجا خاتمه می یابد ، وقتی جلاد تبر را بالا می برد و میخواهد گردن ما را بزند ، یک سایه بزرگ به اندازه یک کوه بر روی زمین می افتد ، وقتی بالا را می بینیم ، متوجه یک اژدهای خاکستری می شویم  ، ترس برمان میدارد Ralaf به ناچار آزادمان می کند (در این مواقع این کار خیانت نیست) ، جلاد هم از صدای داد اژدها می افتد و تبر در گوشه چشم ما فرود می آید حالا باید انتخاب کنیم با Imperial  برویم یا با StormClock ؟!
وقتی به یک روستا دور افتاده پناه می بریم متوجه میشویم اشخاصی در مورد افسانه بودن اژدها صحبت می کنند ، ولی بعضی ها اژدها را دیدند ، این روستا برای قلعه Whiterun است ، باید به Whiterun  برویم و به شاه خبر دهیم که اژدها ها برگشتند و روستا در خطر است ، از همانجا به شاه پیغام میفرستند که برجک غربی در خطر است ، چون شخصیت ما در بازی جزو اولین کسانی است که اژدها را دیده شاه مارا با چند گارد و یک فرمانده کارکشته الف به برجک می فرستد ، به نگهبان برجک رسیدیم حالا نگهبان می گوید اژدها اینجاست با هزار زحمت اژدها را از پا در می آوریم ، بعد از کشته شدن اژدها روحش وارد بدن ما می شود!!! یکی از گارد ها ناگهان می گوید تو اژدها زاده ای سپس ازش معنی این کلمه را میپرسیم و می گوید Alduin کسی که میخواهد کل جهان را بگیرد یک اژدها است ، و فقط یک اژدها زاده میتواند از پسش برآید ، اینجاست میفهمیم تاریخ مسئولیت سنگینی بر روی دوشمان گذاشته است ، پس من اومدم !!! دوواکین (اژدها زاده به زبان اژدها)

گرافیک :
گرافیک این بازی نسبت به سال ساخت آن بسیار بسیار عالی است ( با بازی های الان رقابت میکند)
چند تصویر از محیط بازی :

جمع بندی :
حتما این بازی را انجام دهید ، در دریا ها و جنگل ها سفر کنید ، هتل اجاره کنید و شب را در آنجا بمانید ، اژدها بکشید و با بدن آن شمشیر و سپر درست کنید ، هجی های مختلف بسازید و از بازی خود نهایت لذت را ببرید